۱۲ شهریور ۱۴۰۲
خیلی وقت است سراغش را نگرفتهام، آخرین دیدارمان به چندسال پیش برمیگردد و حالا فرصتی شده تا همراه جمعی از همکاران دیدار تازه کرده و از نزدیک پای صحبتهای همیشه شیرینش بنشینم.
از همان ورودی خانه هنوز هم میشود عشق و علاقهاش را به سادگی فهمید. عشقش به این یارِ مهربان تمامی ندارد و خانه را تا سقف پر کرده از کتاب.
دوطرف دیوارهایِ خانه قفسه چیده شده و ردیفِ کتابها به سقف رسیده، کتابهایی که هر کدام راوی بخشی از تاریخ این سرزمین هستند و برای نگارش آنها رنجها کشیده شده و حالا او هرکدامشان را مثل گنجی گرانبها اینجا نگهداری میکند.
این خانه نقلی، اتاق کار استاد است؛ وقتی وارد میشویم به جایی میان قفسههای کتاب که صندلیها چیده شده دعوتمان میکند. فضای دلنشینی است. عکسی که روی میز اتاق کارش جا خوش کرده نشان میدهد در کنار عشق و علاقه او به یارِ مهربان، ارادت خاصی هم به ایل کلهر دارد، عکسی دسته جعی از سران ایل کلهر به تاریخ سال ۱۲۸۵ هجری شمسی.
در همان بدو ورود و شروع صحبتها از تاریخ کرمانشاه برایمان میگوید و اینکه روستاهای عباس آباد (فیض آباد) و باغ نی و چاله چاله و کهریزپل کهنه چگونه در کنار هم قرار گرفتهاند و از دل آنها شهر کرمانشاه بیرون آمده است.
از تاریخ کُرد و کلهر میگوید و تاریخ اقوامی که در کرمانشاه ساکن بودهاند. میان صحبتهایش انگار که غمی یکباره روی دلش سنگینی کند، از بیتوجهی همه ما به تاریخ و فرهنگ این سرزمین گلایه میکند.
میگوید وقتی رییس جمهور در همین سفر اخیر به کرمانشاه آمد و از من خواستند که پیامی برای ایشان داشته باشم، به این جمله بسنده کردم که به ایشان بگویند، به "تشییع جنازه فرهنگ کرمانشاه خوش آمدید"، فرهنگ اینجا مُرده. چرا که سالی یکبار هم کتابی که در زمینه کرمانشاه و تاریخ آن باشد چاپ نمیشود و دستگاههای فرهنگی آن، کار شاخص فرهنگی انجام نمیدهند.
دلش خیلی از این بیتوجهیها گرفته و میگوید کسی در این مملکت برای فرهنگ هزینه نمیکند و برای چاپ یک کتاب باید کلی مصیبت بکشیم، آن هم کتابی که تاریخ سرزمین مان را در دل خود ثبت کرده و باید این تاریخ را به نسل آینده برسانیم.
این یک حقیقت است که فرهنگ ما خیلی وقت است مُرده و جوانان ما سراغی از تاریخ و فرهنگ خود نمیگیرند.
اگر فقط قدری تاریخ میخواندند و با جنایات رژیمی مانند رژیم پهلوی در همین کرمانشاه و جنایاتی که رضاخان در حق عشایر داشته آشنا میشدند، حتی یک نفر هم اسم منحوس این رژیم را به میان نمیآورد.
اگر تاریخ میخواندند و با رنجها و زحمتهایی که برای این آب و خاک کشیده شده آشنا می شدند، قدر سرزمین و داشتههایشان را بیشتر میدانستند.
گلایههایش بیش از اینهاست و ترجیح میدهیم صبورانه پای دردل و دلهایش بنشینیم.
«اردشیر کشاورز» راوی زنده تاریخ کرمانشاهان است و تاکنون بیش از ۳۱ جلد کتاب در زمینه تاریخ این دیار به نگارش درآورده است. کتابهایی که هر کدامشان گنجینهای ارزشمند برای نسل های آینده این سرزمیناند.
ادامه مطلب